الاهی

خبرهودر:به قلم وحید الاهی/سفر زیبایی هایی دارد وگاهگاهی سفر با ناخوشیها نیز همراه میشود…

اما جنس سفر به کربلا و زیارت اربعین جنس دیگریست که علی رغم سختی های مسیرش هرلحظه شوق و شور تو را دوچندان می کند…

بگزارید از اول بگویم..

هرسال میدیدم یا میشنیدم زبان حال سفر به کربلا را از دوستان و آشنایانی که نه یک بار که عده ای دهها بار میرفتند و وقتی برمیگشتند ، قصه ی سفرشان را که بازگو میکردند فقط میشنیدم و گاهی برخی گفته ها را متوجه نمیشدم…

از طرفی زمانی که پای سخن مداحان و علما مینشستم و روایت کربلا را میخواندند آنطور که باید جریان را درک نمیکردم ، حتی منی که وظیفه تصویر برداری از مراسمات محرم را همه ساله عهده دار هستم ، از پس تصویرم اشکهایی را میدیدم که نمیتوانستم معنای آن اشکها را بفهمم و باید اعتراف کنم من تا انروز بخشی از معارف ناب حسینی را درک نکرده بودم و…

میگفتند شنیدن کی بود مانند دیدن …

باورم نمیشد، شاید هم به این حرف اعتماد نداشتم…

میگفتند جنس زیارت کربلا حتی با زیارت مکه و سوریه هم متفاوت است و باورش برایم سخت بود…

اینها و چندین عامل دیگر دلیلی شد تا عزمم را جزم کنم و به سفارش دوستان و علما راهی سفر کربلا از راه سخت تر یعنی پیاده روی از نجف تا کربلا شدم…

هرچه به روز آغاز سفر نزدیکتر میشدم درونم شعله ور تر میشد و شور و اشتیاق حضور در کربلا بیشتر و بیشتر میشد…

تصمیمی دیگر هم برکوله بار سفرم افزودم و برای اینکه بتوانم نایب الزیاره ای واقعی برای همشهریانم باشم پرچمی سیاه رنگ را با همت ۴۰ نفر از دوستان تهیه کردم که با مشورت بزرگان و اهل فن روی آن متن زحفاالیک بالاربعین من مدینه طبس “میقات الرضا” ، در اربعین باسربه سوی تو می آییم از طبس “میقات الرضا خطاطی شد.

سفر به پایانه مرزی مهران دوروز به طول انجامید و پس از استقبال گرم اقامحمد از اهالی کردنشین مهران صبح روز چهارم آذر وارد خاک عراق شدم…

جمعیت فوج فوج سوار برتاکسی “ون” های عراقی میشدند و عده ای روی هزینه کرایه بحث و جدل میکردند…

تاکسی ها تکیه کلامشان این بود: نجف ، کاظمین، سامرا ، کربلا

قیمتها متفاوت بود…با دوستانی از طبس ، کاظمین را انتخاب کردیم شاید دلیلش این بود ما اهالی طبس دربدو ورود به عراق سلام آقا حسین بن موسی الکاظم ع را می بایست به پدرشان ، امام موسی کاظم ع در کاظمین میرساندیم …

مبلغ کرایه ۳۰ هزارتومان(تبدیل دینار عراقی به ایرانی خود داستانی داشت دراین سفر که اخر سر هم نفهمیدیم یک دینار عراقی ۳۰۰۰ تومان است یا ۴۰۰۰ تومان!)

درمسیر حرکت به سمت کاظمین به اولین موکب (حسینیه سیار) رسیدیم ..

پیرمرد عراقی برای دعوت از راننده تاکسی و زوار ایرانی خود را به در و دیوار میزد و مرتبا تکرار میکرد:طعام، طعام!

من جلو نشسته بودم و به راننده گفتم دعوتش را رد نکند..در اولین موکب پای سفره ی پیرمرد ۷۰ شاید ۸۰ ساله نشستیم و او با حلیم محلی به همراه ساندویچ نون و پنیر ازماپذیرایی کرد…

خلاصه تر بگویم…

در طی مسیر حرکت به کاظمین چشمم به درختان نخلی افتاکه برایم اشنا بود…این نوع درختان رو هم در طبس زیاد دیده بودم و هم بواسطه دورنمای زیبایی که داشتند در فیلمهای سینمایی جنگ تحمیلی … و برخی از صحنه های فیلمهای دفاع مقدس در ذهنم تداعی میشد…

پس از طی مسیری کوتاه اما زمانبر به جایی رسیدیدم که راننده به جلوتر اشاره کرد و گفت “کاظمین مسدود”

عده ای از مسافرین باعصبانیت اورا مجاب کردند که به هر طریقی شده باید به کاظمین برود و او که ظاهرا چاره ای نداشت و اگر نمیرفت خبری از کرایه نبود راهش را به مسیر دیگری تغییر داد…

برای لحظاتی سکوت کردیم تا به بیراهه ای گلی رسیدیدم…ظاهرا این راه نگهبانی نداشت ، وارد مسیر گلی شد و ماشین ون به هر سختی که بود پس از طی مسافتی حدودا ۱ کیلومتری وارد مسیری آسفالته شد که دراین زمان راننده که نامش کرار بود گفت”صلواتی” و جمعیت ۱۶ نفره داخل “ون” صلوات فرستادیم…

مسافت ۳۰۰ تا۴۰۰ کیلومتری مهران تا کاظمین را هشت ساعته پیمودیم تا چشمانمان به گنبد و بارگاه امام موسی کاظم ع و امام جواد ع که درجنگهای اخیر تیرو ترکش خورده بود پرنور شد..

بارگاهی زیبا که وقتی پا در آن میگزاری حس بارگاه حسین بن موسی الکاظم ع در ذهن تداعی میشود، و براستی چه رازی در دیوارها و صحنهای این حرم است که مشام را با بوی میقات الرضا نوازش میدهد…

جمعیت زوار کاظمین را که دیدم بهت تمام وجودم را گرفت، با خود گفتم اینجااینگونه است ، نجف و کربلا چه خواهد بود؟

شب پس از اقامه نماز مغرب و عشا داخل حرم یکی ازمداحان عراقی به زیبایی متنهایی از امام حسین میخواند که برای سینه زنی و استفاده ازد این مراسم فوق العاده به جمع سینه زنان پیوستیم و انصافا برای اولین بار از این نوع مداحی کیف و بهره کافی رو بردم…او میخواندو ما با ریتمی خاص تکرار میکردیم…

اللهم الرزقناشفاعتا الحسین ، اللهم الرزقناشفاعتا الحسین

پس از یک روز استراحت و زیارت مسیر با مشورت دوستان ابتدا مسیر سامرا را انتخاب کردیم اما بدلیل مسدود بودن راه تصمیم به سفر به نجف تغییر یافت…

پایان قسمت اول

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی