اختیاری

دیهوک باستان

این نوشته و هرآنچه می نویسم ، تقدیم به یگانه گلهای زندگیم ؛ دخترم  آندیا ،  و پسرم  آرین .

چندین سال قبل نام یک شرکت مشاوره عمرانی نسبتا معتبر که در زمینه های ساختمانی و بویژه راهسازی فعال است و دفتر مرکزی آنهم در تهران واقع است توجهم را بخود جلب نمود که البته تا حدودی هم تعجب برانگیز بود ؛ نام این شرکت مشاوره ای که همکاریهایی هم با اداره ما داشت ” دیهوک پارسیان ” است . در ابتدا گمانم بر آن رفت که شاید مالکین و موسسین شرکت ریشه و اجدادی در دیهوک داشته اند ، ولی پس از کمی بررسی معلوم شد که هیچ نسبتی با دیهوک ندارند ، ولی علت این نام گذاری چه می تواند باشد ؟! بعد از کمی تحقیق بیشتر معما حل شد ومتوجه شدم که مالکین شرکت به دنبال یک نام باستانی و کهن برای شرکت خود بوده اند که علی الظاهر واژه دیهوک چنین شاخصه هایی دارد و بنابراین از ترکیب آن با واژه باستانی پارسیان نام شرکت خود را برگزیده اند ، حال تا چه اندازه به مقصود خود رسیده اند قضاوت با مخاطبان است ؟

واما در مورد تاریخ و قدمت منطقه دیهوک ، متاسفانه آثار معتبر و اسناد مکتوب چندانی در دست نیست که بطور دقیق گویای قدمت منطقه باشد بویژه آنکه در هیچ دوره ای مرکز حکومتی یا جمعیتی بسیار مهمی نبوده که رخدادهای آن از دید نگارندگان و علی الخصوص مورخان حائز اهمیت بوده و ثبت و ضبط گردد ، ولیکن بر طبق شواهد موجود و بویژه قدمت کهن کل منطقه و شهرستان طبس که آثار مهمی همچون ارگ حکومتی طبس دلالت بر آن دارد کاملا می توان به این نتیجه رسید که منطقه دیهوک از دیرباز شاهد حیات و زندگی انسانی بوده چرا که شرایط مساعد آب و هوایی و علی الخصوص کوهستانها و مراتع غنی و کم نظیر اطراف که شرایط بسیار مساعد و مناسبی برای فعالیتهایی نظیر دامپروری که از مشاغل کهن انسانی بوده داشته که این منطقه را در کل شهرستان به منطقه ای شاخص از این حیث تبدیل نموده به  احتمال بسیار زیاد و قرین به یقین می توان سابقه سکونت انسانی را به دوران باستان نسبت داد ، و البته آثار موجود در منطقه که مختصرا به برخی اشاره خواهیم نمود وجود حیات و زندگی انسانی را حداقل در سده های اخیر کاملا اثبات می کند .

بعضا گفته هایی مبنی بر اینکه کوروش کبیر بزرگترین پادشاه دوره باستان و بنیانگذار سلسله هخامنشی که با استناد به آثار علامه طباطبا یی در قرآن نیز به عنوان ” ذوالقرنین ” از او یاد می شود ، دوران کودکی و نوجوانی خود را در مناطق و کوهستانهای اطراف طبس گذرانیده و آموزشها و مهارتهای اولیه زندگی آن روزگار همچون دامپروری و سوارکاری و فنون اولیه رزم را در این دوران آموخته شایع است  . گفتنی است که ازمنشور کوروش به عنوان اولین بیانیه حقوق بشر انسانی یاد می شود و در تقویم جهانی نیز روز بیست و نهم  اکتبر به نام روز کوروش کبیر نامگذاری شده ؛ البته ما در این مطلب قصد پرداختن به این موضوع  و صحت و سقم آنرا نداریم و علاقمندان می توانند این موضوع را در مراجع موجود دنبال کنند .

شواهد موجود نشان می دهد که شغل عمده مردم منطقه کشاورزی و دامداری بوده بطوریکه کسانیکه به کار کشاورزی می پرداخته اند بصورت یکجا نشین ساکن آبادیها و مناطق روستایی بوده ، در صورتیکه آن بخش عمده از جمعیت که دامدار بوده اند لااقل برای فصولی از سال در کوهستانها و مناطق پیرامونی و اطراف مستقر بوده  و بعضا در فصولی از سال هم بنابر شرایط آب و هوایی و بویژه به دنبال یافتن مراتع بهتر و مناسبتر در همان محدوده منطقه کوچ می کرده اند که هنوز هم آثار فراوانی از محلها و محله های مربوط به دامداران در مناطق پیرامونی و کوهستانهای اطراف دیهوک وجود دارد .

اگر چه در دو سه دهه اخیر با ورود به یکباره انواع و اقسام ماشین و دستاوردهای تکنولوژی به زندگی انسانی شیوه زندگی مردم بکلی دگرگون شده ولیکن آنهاییکه سن و سالی دارند بخوبی به یاد دارند که تا همین چهل پنجاه سال اخیر شیوه های زندگی و کار و رسومات مردم بویژه در اموری مانند کشاورزی و دامداری بگونه ای بود که کاملا روشهای زندگی انسانی در چند هزار سال پیش را تداعی می نمود بطوریکه در امور کشاورزی استفاده از حیواناتی مانند گاو و الاغ و در امور دامداری زندگی عشایری و کوچ نشینی شاید در هزاره های اخیر تغییرات چندانی بخود ندیده بود و این مسئله بسیار حیرت انگیز و حائز اهمیت را در همین کمتر از نیم قرن اخیر در شیوه ها و سبک زندگی انسانی در نوع زندگی مرمان منطقه دیهوک نیز بوضوح می توان مشاهده نمود . البته هنوز هم هستند مناطقی در دنیا و حتی در همین کشور ما که مردمان بعضا به همان شیوه های قدیم زندگی می کنند که زندگی برخی ایلها و گروههای عشایر در برخی مناطق کشور از آن جمله است و بسیار جالب است اینکه توریستها و گردشگرانی از کشورهای دوردست و به اصطلاح از آنسوی دنیا می آیند تا با دیدن  شیوه های زندگی این مردم از نزدیک ، به نوعی زندگی انسان هزاران سال پیش را ببینند که شاید جالب باشد اینکه امروز تورهای گردشگری تحت عنوان تورهای عشایری و امثال آن از پرطرفدارترین تورها برای گردشگران اعم از داخلی و خارجی بشمار می رود .

و اما از نشانه های بجای مانده از زندگی گذشتگان وپیشینیان  در منطقه دیهوک آثار آسیابهای آبی و بادی است که متاسفانه در حال حاضر دیگر هیچکدام از آن فعالیتی ندارد چرا که امروزه با توجه به شیوه های زندگی امروزی مردم دیگر کسی نیاز به آسیاب کردن گندم ندارد و  علی الخصوص آنکه اکثر این آسیابها کاملا تخریب شده و بعضا آثار آنهم در حال محو شدن می باشد .

اما یکی از نکات جالب توجه  در مورد این آسیابها که بعضا در سالهای اخیر آنرا در کانون توجهات بخصوص برای  بعضی افراد ساده لوح و سودجو قرار داده سنگ کوچکی است که بین دوسنگ بزرگ آسیاب قرار می گرفته ؛ با توجه به اینکه دو سنگ اصلی آسیاب برای سالها و دائما در حال گردش بوده بنابراین جنس این سنگ کوچک که اندازه ای در حد و حدود تخم مرغ داشته می باست از جنسی خاص ومحکم باشد که به مرور زمان دچار سایش و تخریب نشود . سالیانی پیش شایعاتی بر سر زبانها افتاده بود مبنی براینکه جنس این سنگ از الماس بوده و بنابراین از قیمت و ارزش اقتصادی بسیار بالایی برخوردار است ، غافل از اینکه بزرگترین و معروفترین الماسهای موجود در دنیا همچون دو الماس مشهور کوه نور و دریای نور که سالها در هندوستان بوده و اکنون در خزانه بانک مرکزی نگهداری می شود هم در این حد و اندازه ها نیستند ، و جالب اینکه بعضا افراد سودجو و ساده لوحی به خیال یک شبه پولدار شدن در محل برخی از این آسیابهای قدیمی بصورت پنهانی و مخفیانه حفاریهایی کرده بودند که قطعا چیزی جز نا امیدی و پشیمانی و زحمت بیهوده عایدشان نشده ؛ ولی بهر حال جنس این سنگ کوچک هرچه که بوده از جنس محکمی بوده که در طول زمان و تحت سایش مداوم تخریب نمی شده و احتمالا دارای قیمت و ارزش پولی و مالی هم باشد ولی نه آنچنانی که برخی آدمها بی سواد و ساده لوح می پندارند .

یکی از مکانهایی که معمولا در کاوشهای تاریخی و بویژه باستانی می تواند جهت کسب اطلاعات مورد بررسی و تحقیق قرار گیرد قبرستانها می باشد ؛ قبرستان دیهوک نیز با وجود مقبره هایی از گذشته که بعضا از زلزله مهیب سال ۵۷ جان سالم به در برده و تخریب نشده اند ، و نیز شکل خاص برخی قبرهایی که به عنوان مثال در مواردی بصورت دخمه ای دارای پوشش و سقف با طاق ضربی بوده اند ضمن آنکه بیانگر قدمت منطقه است می تواند به عنوان سوژه و مکانی جهت بررسی مورد تحقیق و کنکاش قرار گیرد .

از دیگر آثار بسیار ارزشمندی که در کمال تاسف اکنون دیگر اثر چندانی از آن موجود نیست قلعه باستانی و منحصر بفرد دیهوک واقع در پیرامون تپه سنگی میانه دیهوک قدیم بوده که گفته می شود تمامی امکانات لازم برای زندگی مردم در آن موجود بوده و معمولا در زمان حمله راهزنان که گروههایی از آنها به حسن ها یا حسنی ها معروف بوده و بعضا از مناطقی مانند فارس به منطقه حمله می کرده اند ، اهالی در آن پناه می گرفته اند و اگر محاصره طولانی می شده بعضا تا هفته ها و ماهها در آن بوده اند ، ولیکن همانگونه که ذکر شد در همین اواخر احتمالا در اواخر دهه سی به بهانه حمل مصالح و آوار آن به اراضی کشاورزی در کمال ناآگاهی و بی مسئولیتی این بنای منحصر بفرد و ارزشمند را بکلی تخریب می کنند هر چند گفته می شود که انگیزه اصلی از این کار یافتن گنج و اشیاء با ارزش بوده که چندان هم بعید به نظر نمی رسد هرچند اینکه چیزی یافته باشند بسیار دور از ذهن است ، و در حال حاضر به غیر از یک برج دیده بانی چیز دیگری از آن بجای نمانده که امیدواریم لااقل برای حفظ این اندک آثار باقی مانده و همینطور کل مجموعه ارزشمند بافت دیهوک قدیم چاره ای اندیشیده و اقدامی شود.

در مسیر جاده دیهوک به طبس حدفاصل گردنه سنگ عاجی و آب انبار قدیمی معروف به حوض محمد قاسم در مجاورت تنگه موجود تپه ایست که در گذشته ها معروف بوده به ” غر قراولخانه ” و از بلندای این تپه تا فاصله دوری بر مسیر به سمت طبس مشرف است ؛ قراول در لغت به معنای نگهبانی و دیده بانی است که مشهور است در گذشته ها راهزنان در این مکان پناه گرفته و کمین می کرده اند و از بلندای این تپه مسیر راه و کاروانهایی را که از سمت روستای اصفهک به تنگه نزدیک می شده اند کاملا زیر نظر گرفته و از آنجاییکه در این منطقه کاروانها هیچ راه گذر دیگری غیر از این تنگه برای عبور ندارند زمانیکه به نزدیکی تنگه می رسیده اند به آنها یورش برده و شبیخون می زده اند و آنها را غارت می کرده اند .

منطقه مورد تردید و محتمل دیگری در حوالی دیهوک محلی است معروف به  ” پای پیر ” در مزرعه شادمرغ ( یا به تعبیری شاه مرغ ) در مجاورت سر چشمه یکی از چشمه های اصلی دیهوک . موارد متعددی در مورد این محل مطرح و مورد تردید است ؛ اول از همه اینکه از دیر باز این سوال حداقل برای نگارنده مطرح بوده که منظور از  ” پیر ” چه کسی بوده است ؟! و بویژه اینکه این محل از گذشته ها همواره در نزد اهالی مکانی بوده برای ادای نذورات و دارای نوعی تقدس و یکی از سنتهای پسندیده ای که اکنون احتمالا دیگر بکلی فراموش شده و امیدواریم بار دیگر احیاء شود ، ادای نذوراتی مانند پختن آش نذری در این محل بوده که برای مردم و بویژه جوانان هم فال بوده و هم تماشا بطوریکه مردم ضمن ادای نذر خود ساعاتی را به تفریح و تفرج و راهپیمایی و کوهپیمایی می گذرانده اند و همانطور که گفتیم امیدواریم کسانی همت کنند و بار دیگر چنین سنتها و مراسمات پسندیده ای را احیاء نمایند ، مخصوصا اینکه مردم و بویژه جوانان ما امروزه بیش از هر چیزی به تحرک و تفریحات سالم نیاز دارند و چه بهانه ای بهتر از این .

اما موارد دیگری که در مورد این محل مطرح است مجاورت با چشمه آب و بویژه محل سکونتگاه دیرینه مردم است که با توجه و استناد به مستندات باستانشناسی ، بسیاری احتمالات در مورد این مکان را افزایش می دهد .

و نشانه حائز اهمیت دیگر وجود جوغن بر روی صخره موجود در این محل است که دو احتمال در مورد آن مطرح می شود ، اول اینکه  سوراخ موجود بر روی صخره حفره ای طبیعی و مثلا ناشی از فرسایش است ، و احتمال دیگر اینکه جوغنی باشد حاصل کار و دست انسان که احتمالا در این صورت می تواند نماد و نشانه ای برای قبر و یا مقبره ای در آن محدوده باشد که آنهم نیازمند بررسی و اظهار نظر کارشناسی دقیق است .

و اما  جوغن ها  در علوم باستانشناسی همیشه نشانه ای بر وجود قبر و یا مقبره در آن محدوده می باشند .

جوغن ، حفره ای معمولا کوچک بر روی سنگ است که از ابعاد کوچک در حد چند سانتیمتر گرفته و بعضا تا یک متر هم می رسد و به شکلهای مختلف هندسی که متداولترین آن عمدتا دایره است ایجاد می شده و همواره نشانه ای از وجود قبر و یا مقبره در همان نزدیکی می باشد که عمق ، عرض ، تعداد ، فاصله و جهت جوغن ها همگی حساب شده و بیانگر اطلاعاتی در مورد قبر و یا مقبره موجود است و بنابراین نشانه های جوغن دارای مباحث مفصل تخصصی و کارشناسی است که کارشناسان و متخصصان علوم باستانشناسی بیشتر بر آن واقفند .

و اما منظور از بیان این مقدمه کوتاه وجود چند نشانه از این نوع در مناطق اطراف دیهوک است که البته نمی توان با اطمینان در مورد آن اظهار نظر نمود و اظهار نظر دقیق در مورد آن نیازمند بررسی کارشناسان باستانشناسی است که امیدواریم این اتفاق بیفتد ، اما احتمالاتی پیرامون آن مطرح می شود که مختصرا به برخی از آن اشاره می کنیم .

وجود یکی دو مورد از این  جوغن ها بر روی تپه سنگی میانه دیهوک که بعضا از آن به عنوان سنگاب یاد می شود و پیش از این در داخل قلعه دیهوک واقع بوده می تواند احتمالات مختلفی داشته باشد ؛ احتمال اول اینکه نشانه ای بر قبر و یا مقبره ای در آن حوالی باشد ، و احتمال محتملتر اینکه کاربردی همانند هاون سنگی و یا چیزی مشابه داشته است ، و بهر حال نیازمند بررسی های دقیقتر کارشناسی است .

مورد قابل ذکر دیگر وجود تعدادی حفرات منظم و کوچک به ابعاد دو سه سانتیمتر و عمق بعضا تا هفت هشت سانتی متر در پای تپه قرمزرنگ مجاور صخره معروف به چنگ کلاغ  که البته احتمال می رود گمانه هایی برای نمونه بردای در اکتشافات و امور مربوط به معادن باشد ولیکن آنهم نیاز به بررسی دارد .

منطقه دیگری که برحسب حکایتها و داستانهای موجود می توان از آن یاد کرد روستای متروک فخرآباد در مجاورت روستای عرب آباد در حاشیه جاده مشهد-کرمان است که اگر چه بعد از زلزله ویرانگر سال ۵۷ این آبادی ویران و بکلی متروک شده است ولیکن داستانهایی وجود دارد که آنرا درخور توجه می سازد بطوریکه مشهور است نادرشاه افشار در بازگشت از فتح هندوستان در این نقطه اطراق می کند که به دلایلی بر مردم و یا احتمالا سربازان غضب می گیرد و دستور می دهد که مناری با سر انسان در این محل بنا کنند که هنوز هم داستان کله منار فخرآباد در میان اهالی محلی بویژه سالخوردگان معروف است ؛ البته در مورد صحت و صقم این حکایت نظر موثقی نیست ولیکن در چندین سال قبل که در منطقه کارهای راهسازی انجام می دادیم در یک خاکبرداری از تپه مجاور آبادی استخوانهایی از زیر خاک بیرون آمد که البته بلافاصه محل خاکبرداری را تغییر دادیم ولیکن شخصا قطعاتی از استخوانها را به کارشناسان باستانشناسی اداره کل میراث فرهنگی یزد نشان دادم که  گفتند قدمت چندانی ندارد ولی بهر حال داستانهای موجود در مورد منطقه جای تحقیق و تامل دارد .

شاید بسیاری افراد بومی و محلی هم از وجود غار و معدنی بسیار قدیمی در همان نزدیکی شهر دیهوک در دامنه کوه موسوم به پیالگی اطلاعی نداشته باشند .

غار مورد اشاره در دامنه کوه پیالگی در مسیر مزرعه بیدکوه با دهانه ورودی نسبتا بزرگ و عمق قابل ملاحظه بیست سی متری بگونه ایست که احتمالات زیادی را می توان در مورد آن مطرح نمود .

گفته می شود در گذشته ها بعضا در مواقع بارندگی ها چوپانان از آن به عنوان پناهگاهی برای دامها و گوسفندان خود استفاده می کرده اند ؛ ضمن اینکه یکی از افراد محلی نیز مطرح می نمود که در هنگام چرای گوسفندان خود در آن محل به دنبال یکی از گوسفندان به داخل غار می رود ، در انتهای غار با حفره تنگ و کوچکی مواجه می شود که ورود به آن به سهولت امکان پذیر نبوده و بنابراین خود را سینه خیز از دهانه حفره رد می کند که در پشت آن با گودال تاریک و عمیقی مواجه می شود که بوی نامتبوعی هم از آن متصاعد بوده ، به علت تاریکی مطلق با آتش زدن چند تکه هیزم که در ته گودال می اندازد صحنه عجیب و ترسناکی را می بیند که با وجود نترسی و بی پروایی دچار وحشت می شود چرا که کف گودال پر بوده از انواع استخوانهای مختلف که احتمالا مربوط بوده به حیوانات و جانوران مختلف ضمن آنکه این احتمال هم می تواند مطرح شود که مربوط به انسان بوده و شاید در گذشته ها به عنوان گور و دخمه انسانی مورد استفاده قرار می گرفته مخصوصا اینکه وجود آثار معدنی بسیار قدیمی در نزدیکی همین غار نشان از فعالیت انسانی در این محل از گذشته های بسیار دور دارد که البته در مورد احتمال دوم تردید زیادی وجود دارد و قطعا نیازمند بررسیهای بیشتر و دقیقتر است .

اما در دامنه کوه و در نزدیکی محل غار وجود رگه هایی از کانی کوارتز البته نارس و نیز محلهای جمع آوری قطعات این نوع سنگ حکایت از وجود معدنی بسیار قدیمی در محل دارد . کانی کوارتز بعد از الماس یکی از سخت ترین سنگها و کانیهای موجود در طبیعت است که به دلیل سختی بالا کاربردهای بسیار زیادی هم در صنعت و هم کاربردهای دیگری نظیر جواهرات دارد . انواع مرغوب کوارتز در رنگهای مختلف تحت نامهای متفاوت کاربردهای زیادی در جواهر تراشی و جواهر سازی دارد ؛ البته همانطور که اشاره شد کوارتزهای موجود در آن محل هنوز نارس بوده و بنابراین نمی توانند کاربرد چندانی بویژه در ساخت جواهرات داشته باشند که شخصا سالها پیش تعدادی از قطعات آنرا به جواهر سازیها و جواهر فروشیهای مشهد برده ام که آنها نیز این موضوع را تایید نموده اند .

اما همانگونه که ذکر شد وجود رگه ها و آثار محلهایی که قطعات این سنگها جمع آوری می شده قطعا نشان از جمع آوری و کاربرد آن در گذشته های دور داشته که البته این سنگها در گذشته های بسیار دور می توانسته کاربردهایی نظیر ساخت ابزارهای اولیه انسانی داشته باشد ، ضمن آنکه خود غار در آن محل نیز با توجه به شکل ظاهری و شرایط مناسب و مساعد آن می توانسته به عنوان مکان و پناهگاهی برای انسانهای اولیه مورد استفاده قرار گرفته باشد که البته تمامی این فرضیات حدسیات اولیه است که قطعا نیاز به بررسیها و اظهار نظرهای دقیق کارشناسی دارد .

برخی شنیده ها حکایت از وجود صخره هایی به شکل و ظاهری شبیه به شتر در محدوده کوه موسوم به  کوه منبعی دارد که علی الظاهر افراد فرصت طلب و سودجویی سالیانی قبل به امید یافتن گنج و دفینه با زحمت و مشقت زیاد محل آنرا حفاری کرده اند که البته بعید به نظر می رسد به غیر از پشیمانی و مشقت بیهوده چیزی عایدشان شده باشد ؛

البته بنابر یافته های علوم باستانشناسی نماد شتر از نشانه هایی است که با توجه به حالتهای مختلف آن در گذشته ها در مخفی نمودن گنجها و دفینه ها با معانی و مفاهیم مختلفی بکار می رفته است ؛ به عنوان مثال حالتهایی مانند شتر ایستاده ، شتر نشسته ، شتر با بار ، شتر در حال حرکت ، کاروان شترها و یا نیز با توجه به سمت و سو و جهت نگاه شتر همگی دارای پیامها و مفاهیم متفاوتی بوده که اظهار نظر در مورد آن نیازمند تخصص و تجربه بالا و اطلاع از اسرار و رموز باستانشناسی و دفینه یابی است .

البته در مورد کل منطقه دیهوک با توجه به اینکه در هیچ دوره ای نزدیک به مراکز حکومتی و یا مناطق جمعیتی پر رونق و مهم نبوده بعید به نظر می رسد که گذشتگان گنج و یا دفینه ای گذاشته باشند ، مگر اینکه با قصد و غرض و برنامه ریزی مشخصی اینکار انجام گرفته باشد و بنابراین در مورد صخره مورد نظر نیز بعید به نظر می رسد که حفاری کنندگان به غیر از تلاش بیهوده و دماغ سوخته که حاصل بیشتر اینگونه حفاریهای غیرمجاز است چیزی نصیبشان شده باشد ! .

مزرعه بیدکوه منطقه دیگریست در حوالی دیهوک که می توان آثاری از حیات انسانی و زندگی گذشتگان در آن پیدا نمود ؛ آب و هوا ی مساعد وموقعیت جغرافیایی کوهستانی ومناسب این منطقه بگونه ایست که از دیر باز آنرا برای فعالیتهای دامداری مناسب ساخته است ؛ علی الخصوص وجود آثاری نظیر قلعه سنگی بسیار قدیمی متروکه و مخروبه و نیز مکانی موسوم به قبرستان گبرها ازشواهد و قرائن دال بر زندگی و حیات انسانی از گذشته های دور در این منطقه است .

اصطلاح گبر  از دیرباز معمولا در مورد غیرمسلمانان و بویژه زرتشتیان اطلاق می شده و بنابراین می توان احتمال سکونت و زندگی در این منطقه را حتی به پیش از اسلام نسبت داد که البته همه این موارد بر اساس آثار و شواهد ظاهری موجود در منطقه است و اظهار نظر دقیقتر در اینخصوص نیازمند بررسیهای کارشناسی و باستانشناسی است .

 

همانگونه که در ابتدا ذکر شد متاسفانه آثار و اسناد مکتوب چندانی در مورد گذشته و تاریخ منطقه دیهوک در دست نیست و بنابراین برای اطلاع از گذشته ها بیشتر باید به گفته ها و شنیده ها اکتفا نمود که در این میان اطلاعات بس ارزشمند و قابل استنادی در سینه های پیران و سالخوردگان است که در کمال تاسف همه این سالخوردگان به تدریج از میان ما می روند و این گنجینه های فرهنگی دست نایافتنی را با خود می برند .

مواردی که در این مطلب آورده شد نیز همگی براساس همین گفته ها و شنیده هاست و یکی از اهداف و انگیزه های اصلی از نگارش و بیان این موارد دعوت از متخصصان و کارشناسان در امور باستانشناسی و میراث فرهنگی است که با استناد و توسل به آثار و ظواهر موجود گره از بسیاری اسرار و معماها بگشایند و گوشه ای از تاریخ و گذشته های این منطقه را در پیش روی علاقمندان قرار دهند ، بنابراین در پایان مطلب ضمن دعوت از کارشناسان و متخصصان امر از کلیه کسانی که به هر شکل اطلاعات و یا داستانهایی از گذشته های منطقه دارند دعوت می کنیم اطلاعات خود را عرضه نمایند تا انشاءلله در آینده با دستی پرتر مطالبی جامعتر در معرض نظر علاقمندان قرار دهیم .

به امید فرداهایی بهتر

محسن  اختیاری

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی