امینیان مدرس

 

هودر: بعضی وقت‌ها، مرغ همسایه، غاز است؛ ولی بدتر از آن، وقتی است که غازِ ما، حتی بلدرچین هم نیست؛ انگار که جیرجیرک است!

به قولِ یکی از دوستان، منتظریم که آن وَرِ دنیا یا همین وَر، یک نفر به کُچِّسَّگِ خانگی‌اش، یک تکه نان بدهد که عکسش را تویِ تلگرام بگذاریم و یک ساعت برایش چَکَّه کنیم.

ولی به یادِ خودمان نمی‌آوریم که کمتر از نیم قرن پیش تویِ معماریِ منازِل‌مان، سازه‌ای به نامِ «غالِ چُغوک» داشتیم؛ پدرانِ ما وقتی خانه‌ای می‌ساخته‌اند، همان‌طور که اتاق و مطبخ و… جزئی از بنا بود و در طراحیِ بنا جایِ مشخص و مناسبی داشت، آشیانه‌یِ گنجشک هم با سازه‌ای بسیار اصولی، بخشِ لایَنفَکِّ خانه بود.

وقتی قرار بود برای خانواده‌مان سرپناهی بسازیم، از ساختنِ چند غالِ چغوک هم غفلت نمی‌کردیم و همیشه خانواده‌هایی گنجشکی هم شریک مال بودند.

ولی می‌رود که آن خاطره‌یِ پر افتخار فراموش‌مان شود.

ایرانی بودن و مسلمان بودن ما را مقیّد به محترم و ارزشمند شمردنِ محیط زیست کرده بود.

پدربزرگ من مجتهد بودند و من بارها دیده بودم که مردم برای بریدنِ یک درخت، به‌ویژه اگر درختِ خرما بود، به ایشان مراجعه می‌کردند و بدون دریافتِ مجوّز شرعی، اقدام نمی‌کردند و مجتهد نیز تا مطمئن نمی‌شد که کار به ناچار رسیده است، اجازه نمی‌داد.

می‌خواهم بگویم که مرغِ ما، سیمرغ بوده است، هرچند از خاطرمان برده‌اند و یا خود برده‌ایم.

والسّلام.

نویسنده: محمدمهدی امینیان‌مدرس

غال: آغل؛ آشیانه

چُغوک: گنجشک

کُچِّسَّگ: توله‌سگ؛ بچه‌ی سگ

چَکَّه: کف زدن؛ تشویق

مطبخ: آشپزخانه

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی