20

آقا شیخ محمد علی امینیان مدرس از علمای شهرستان طبس بود وی عمر خود را در راه نشر احکام اسلام سپری نمود
سرانجام در ۲۳رمضان سال ۱۳۸۴وفات یافت ودر ضلع شرقی صحن مطهر آستان مبارک حضرت حسین بن موسی الکاظم(ع) به خاک سپرده شد.
منبع : آستانه مبارکه حضرت حسین بن موسی الکاظم (ع)
مشخصات و کلیات زندگی آیت الله آقا شیخ محمد علی امینیان مدرس طبسی:
نام و نام خانوادگی (مطابق اسناد ثبت احوال) :
آقا شیخ محمد علی امینیان مدرس(که در دستخط مبارک حضرت آیه الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی، «آقا شیخ محمد علی طبسی معروف به مدرس» عنوان شده است.)
تولد : ۵ سنبله(شهریور) ۱۲۶۳ هجری شمسی
نام پدر: مرحوم حاجی ملا ابوالقاسم ابن حاج محمد حسن تاجر طبسی ابن علی اکبر ابن حسنعلی ابن محمدامین
نام مادر: فاطمه بیبی فرزند حاج محمد طاهر فرزند حاج ابوالقاسم فرزند حاج زین العابدین عطار(سرسلسله فامیل عطاری)
نام همسر:آغا بی بی سلطان(آغا بی بی)امینیان مدرس(منتسب به خانواده محترم بیضی[۱]) فرزند ملا ابوالقاسم و خدیجه سلطان
وفات:هفتم بهمن ماه ۱۳۴۳ هجری شمسی مصادف با ۲۳ رمضان المبارک ۱۳۸۴ هجری قمری
سیره عملی و اجتهاد
بی تردید آنچه حتی بیش از گفتار یا تراوشات فکری و نوشته های بزرگان بر فرهنگ و خط مشی و مرام اطرافیان و جامعه تأثیر گذار است، سیره عملی آنان می باشد. در خصوص حضرت آیت الله آقا شیخ محمد علی امینیان مدرس ، هرچند متأسفانه بدلیل آنکه امروز اکثریت نزدیکان و کسانی که بطور مستمر با ایشان مراوده و حشر و نشر داشته اند ، دیگر در میان ما نیستند و برخی نیز به دلیل کهولت و کسالت بخوبی قادر به یادآوری و بازگویی دیده ها و شنیده های خود نمی باشند و یا آنکه دسترسی به آنان میسر نیست ، اطلاعات دقیق فراوانی در اختیار نمی باشد، با این حال با بررسی و تعمق در اطلاعات و دانسته های محدود موجود و گرد آمده تا حدودی سیره عملی آنمرحوم قابل بازشناسی است. از جمله:
* مرحوم آقا جمال الدین( علی اکبر) فرزند ارشد آن مرحوم گاهی نقل می کردند که : در زمان حیات پدرم شهر طبس فاقد آب لوله کشی بهداشتی بود و آب برای مصارف گوناگون نوعاً آب قنات شهر بود که از سویی متعلق به خیل مالکین بود و از طرفی از مسیر های روباز جویهای معابر عبور میکرد و در طی مسیر به دلیل آبتنی کودکان و شستشوی البسه و استفاده حیوانات و دام ها و غیر آن قاعدتاً آلوده می شد و طبعاً انواع بیماری های پوست و مو و چشم و غیره شیوع داشت. در آن شرایط بیاد دارم پدرم شاید همه روزه مرا که کودک یا نوجوان بودم ، جهت آوردن
کوزه ای آب ازخزینه حمام کوچک خیابان( که ظاهراً به دلیل تولیت وقف آن یا اجازه مالک یا دلیل دیگر حق تصرف در آن را داشتند) اعزام
می فرمودند و این آب مختص وضوی ایشان و شاید دیگر اعضای خانواده بود و دلیل این امر را اینگونه بیان می فرمودند که: آب شهر مشاع است و افراد زیادی در آن شریکند و بعضی از مالکین ایتام صغیرند و لذا در تصرف آن برای مصرف وضو باید احتیاط کرد. لازم به ذکر اینکه آب حوض منزل نیز نوعاً آلوده و غیر بهداشتی وگاه انباشته از بِلوه (لارو حشرات) بود.
* از فحوای دانسته های مختلف چنین بر می آید که آن بزرگوار همانند بسیاری از بزرگان و علمای پرهیزکار ، تکلیف گرا بودند و شاید بزرگترین تکلیف خود را نشر معارف حقه الهی و شریعت محمدی (ص) می دانستند و لذا نوعاً به تناسب هر شرایط و موقعیتی که پیش می آمد،به ادای تکلیف می پرداختند. از جمله در واقعه هولناک و غمبار “کشف حجاب” اجباری رضاخان پهلوی که علیرغم مخالفت و مقاومت سرسخت علمای غیور و مردم دین باور ، بر جامعه تحمیل شد و عملاً علمای معزّز شهر طبس نیز ناچار به مهاجرت به روستاها و یا انزوای شدید شده بودند، گویا مرحوم آیت الله امینیان مدرس تکلیف خود را اینگونه تشخیص داده بودند که با
تن دادن به در آوردن لباس مقدس روحانیت در غیاب نسبی سایر علما ، در صحن جامعه حضور داشته باشند و در حد وسع و امکان به رفع حوائج و امور شرعی و هدایت مردم و تبلیغ شریعت اسلام و مذهب حقّه تشیع بپردازند و لذا در طول آن سال های سیاه (از کشف حجاب تا سقوط رضاخان) هم دفتر خانه را مفتوح و معمور نگه داشته بودند و هم از فرصت تدریس شرعیات در کلاس ششم که نوعاً معلمین مدرسه هم در آن شرکت می نمودند استفاده کرده و عملاً فرهنگیان و نوجوانانی که در آن موقع
با سوادترین های جامعه آن روز طبس محسوب می شدند را با معارف اسلامی آشنا می ساختند.
* مرحوم آیت الله امینیان مدرس پس از سال ها کسب فیض از محضر علمای بزرگ مشهد و نجف اشرف به درجه عالیه اجتهاد نائل آمده بودند و موفق به أخذ تصدیق اجتهاد از حضرت آیت الله العظمی حاج آقا سید ابوالحسن اصفهانی ، بزرگ مرجع عالی قدر آنروز و شاخص ترین چهره فقاهت و مرجعیت حوزه علمیه نجف اشرف (بزرگترین مرکز علمی و فقهی جهان تشیع در آن روز و در طی هزار سال) گردیده بودند.این اجازه اجتهاد به تأیید حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی ، مؤسس و رئیس معزز حوزه علمیه قم (بزرگترین مرکز علمی – فقهی جهان تشیع در حال حاضر و دومین مرکز آن روز پس از نجف اشرف) نیز رسیده بود.
قابل توجه است که ایشان پس از رسیدن به این مقام شامخ شاید بیش از ۴۰ سال در شهر طبس ساکن و به نشر معارف اهل بیت علیهم السلام و تربیت طلاب و انجام امور حسبیه و شرعی مردم مشغول بوده اند ، در عین حال کم نیستند کسانی از معاصران آن مرحوم (حتی در میان شاگردانشان) که در زمان حیات آن بزرگوار و حتی گاه تا امروز از اینکه آن مرحوم به جایگاه رفیع اجتهاد دست یافته بودند بی اطلاعند. از قرائن چنین بر می آید که ایشان بدلیل خلوص نیت و انگیزه الهی ، داعیه و انگیزه ای برای تبیین جایگاه ارجمند علمی و فقهی خویش نداشته اند. شاید قبول و تصدی مسئولیت دفاتر ازدواج و طلاق که بنا به توصیه مرحوم آیت الله حاج شیخ غلامرضا یزدی (فقیه خراسانی) و از سر احساس تکلیف پذیرفته و سپس مسئولیت دفتر اسناد رسمی هم به آن اضافه شد و نیز قبول تدریس درس شرعیات مدرسه و حشر و نشر روزمره آنمرحوم با عموم مردم در عادی
نشان داده شدن شخصیت و جایگاه ایشان مؤثر بوده است که اساساً مطلوب ایشان بوده است.
* فرزند ارجمند آن بزرگوار ، مرحوم آقای دکتر حاج محمد امینیان مدرس گاهی به این مطلب اشاره و تصریح می نمودند که :”پدرم بسیار علاقه مند و مشتاق تشرف به حج بیت الله الحرام و زیارت حریم نبوی (ص) و اعتاب مقدسه ائمه بقیع علیهم السلام بودند ولی هیچ گاه قادر به تأمین مخارج آن نشدند و توفیق تشرف به حج را پیدا نکردند.”
اینکه آن بزرگوار نتوانسته باشند هزینه تشرف به حج خود را در طول سالیان دراز تأمین نمایند ،محل تأمّل است . ایشان در خانواده نسبتاً متموّلی رشد کرده بودند. پدرشان مرحوم حاج ملا ابو القاسم (معروف به حاج ملا ابوالقاسم امین) از جمله تجار شهرستان طبس بوده اند و تبعاً زندگی مرفهی داشته اند، به نوعی که منزل مسکونی باقیمانده از ایشان و وجود بیرونی و اندرونی و اسطبل و غیره مؤیّد مطلب است. پدر بزرگ ایشان مرحوم حاج محمد حسن تاجر طبسی[۲] (معروف به حاج محمد حسن امین) نیز
از تجار امین و بسیارمتمول بوده اند بنوعی که موقوفات زیادی در شهرستان های طبس و فردوس و کربلای معلی از ایشان بر جای مانده بوده است که تولیت آن با مرحوم آیت الله امینیان مدرس بوده و تبعاً بابت حق التولیه آن سهمی داشته اند.ایشان حداقل از دو مرجع عالیقدر هم عصر خود (طبق مدارک موجود)یعنی حضرت آیت الله العظمی بروجردی رضوان اللهتعالی علیه و حضرت آیت الله حسینی شیرازی (میرزا آقا محمد) رحمه الله علیه اجازه تصدی امور حسبیه و اخذ حقوق الهیه و سهم مبارک امام
علیه السلام و سادات و حق تصرف در ثلث سهم امام علیه السلام از جمله برای صرف در معاش خودشان را داشته اند . خود ایشان نیز مدرس حوزه علمیه طبس بوده اند همچنین سردفتر دفاتر اسناد رسمی ازدواج و طلاق بوده اند و در کنار ان در کلاس ششم شرعیات را تدریس می فرموده اند. از طرفی بر حسب اطلاعات موجود و اظهارات فرزندان و نزدیکانشان از سطح زندگی معمولی همانند اکثر اقوام و خویشاوندان و علمای معاصر خود برخوردار بوده اند . در چنین شرایطی چگونه قادر به تأمین مخارج سفر حج بیت الله الحرام نشده اند؟ از پاره ای اطلاعات و بیانات فرزندانشان چنین دانسته می شود که آن مرحوم و همسرشان به رفع حوائج نیازمندان از جمله خویشان و ارحام نیازمند اهتمام داشته اند بنوعی که گاه نسبت به تأمین و تهیه جهیزیه و سایر هزینه های ازدواج نو عروسان و غیر آن از محل دارایی و در آمد خود اقدام می فرموده اند. شاید بشود از مجموع شواهد و قرائن موجود چنین استنباط کرد که آن بزرگوار اولاً همانند بسیاری از علماء پرهیزکار در تصرف ثلث سهم امام علیه السلام در امر معاش خود احتیاط و شاید اجتناب می فرموده اند و ثانیاً در مقام یکی از علمای برجسته و نمایندگی آیات عظام و مراجع معظم تقلید در امور حسبیه و اخذ سهم امام علیه السلام و سادات معزز و مجوز تصرف در بخشی از آن و نیز حشر و نشر و اختلاط دائم با عموم طبقات ، تبعاً شناخت کامل نسبت به محرومان و نیازمندان داشته اند و همانند سایر علمای اعلام مرجع و ملجاء فقرا و محرومان بوده اند و احتمالاً هرگاه ثلث سهم امام علیه السلام و سادات معزز و سایر وجوه شرعی تکافوی نیاز نیازمندان را نمی کرده است ،بخشی از دارایی و در آمد شخصی خود را صرف آنان می نموده اند – که اگر چنین بوده ،از خانواده و فرزندانشان مخفی می داشته اند- و لذا علیرغم داشتن در آمد نسبتاً سرشار و زندگی و معاش عادی ، هیچگاه از جهت مالی استطاعت و تمکن لازم برای تشرف به حج بیت الله الحرام را نیافته اند. رحمه الله علیه.
* اواخر عمر شریف آنمرحوم با انقلاب ننگین باصطلاح سفید شاه که با هدایت ترومن رئیس جمهور وقت آمریکا طرح ریزی و اجرا شد، مصادف گردید. می دانیم که اولین اصل آن به اصطلاح انقلاب ،” اصلاحات ارضی و الغای رژیم ارباب و رعیتی ” نام داشت. هرچند که اصلاحی روی زمین ها و مدیریت و ارتقاء آنها صورت نگرفت ولی تغییر مالکیت زمین ها با جدیت دنبال شد تا جایی که حتی املاک و زمین های زراعتی متعلق به موقوفات حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام نیز به زور و اجبار از ید متولیان خارج و آن املاک غصبی به زارعین واگذار شد. واضح است که زمین دار کردن زارعین و حمایت از آنان بطور اصولی و صحیح با رعایت ضوابط شرعی امر پسندیده ای است.( و پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی با شرایط و قیودی مورد تنفیذ رهبر کبیر و بنیانگذار انقلاب اسلامی
حضرت امام خمینی (ره) هم قرار گرفت.) ولی قدر مسلم با وضعیت و شرایط و ضوابط نامشروع آن روز ، مورد تأیید علما و مراجع عظام تقلید نبود و از مصادیق غصب تلقی می شد. این در حالی بود که حضرت آیت الله امینیان مدرس در مقام سردفتر اسناد رسمی ، موظف به تنظیم اسناد مالکیت غصبی اصلاحاتی بودند و از طرفی هم توان استنکاف و مقابله با طاغوت و دستگاه ستمگر حاکم را نداشتند. در چنین شرایطی ، آنمرحوم تکلیف خود را در تعطیلی دفترخانه تشخیص دادند و چون این امر تبعاً مقاومت و مخالفت عمال حاکم را در پی داشت ، ابتدا اقدام به تمارض نمودند و بدینوسیله زمینه را برای تعطیلی دفتر خانه فراهم آوردند و لذا عملاً به دنبال تمارض، خود را بناچار خانه نشین کردند و در هر حال به هیچ وجه زیر بار تنظیم اسناد موصوف و اجرای دستور عمال حکومتی مبنی بر تنظیم اسناد اصلاحاتی نرفتند.
تمارض و به دنبال آن خانه نشینی و انزوای نسبی و شاید اندوه های پیاپی ناشی از تسلط روز افزون حکومت در جهت استقرار انقلاب باصطلاح سفید و محو و پایمال شدن شریعت نبوی (ص) و از سویی کهولت سن دست به دست هم داد و ایشان را عملاً بیمار و ناتوان ساخته و در بستر انداخت. مرحوم آقا محمد حسین عطاری مصباح[۳] بر اساس شنیده های ایشان از مرحوم آیت الله مدرس ، تمارض و خانه نشینی با انگیزه شانه خالی کردن از تنظیم اسناد غیر شرعی اصلاحاتی را اصلی ترین دلیل بیماری و فوت آن بزرگوار می دانستند.
سر انجام پس از دو سال خانه نشینی و تمارض و آنگاه بیماری ،در هفتم بهمن ماه ۱۳۴۳ هجری شمسی مصادف با ۲۳ رمضان المبارک ۱۳۸۴ هجری قمری پس از درک لیله مبارکه قدر ، از درد و رنج دنیا خلاص شدند و روح بلندشان از سرای خاک به روشنای افلاک و جوار رحمت حق پرکشید. رحمه الله علیه.
فرزندان و خاندان حضرت آیت الله امینیان مدرس
همگی به لطف خداوند توفیق خدمت به جامعه اسلامی را داشته اند. خلاصه ای از اطلاعات مربوط به مشارالیهم به شرح ذیل می باشد:
*مرحوم آقای علی اکبر امینیان مدرس که بیشتر به آقا جمال الدین شهرت داشتند در دفترخانه اسناد رسمی و ازدواج و طلاق پدرشان و پس از آن با مجوّز حضرت آیت الله العظمی بروجردی در اداره آمار و ثبت احوال طبس به خدمت اشتغال داشتند و پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا پایان خدمت ریاست اداره مذکور را بعهده داشتند. ایشان سه بار ازدواج کرده اند بصورتی که پس از فوت هر کدام از همسران، تجدید فراش نمودند شامل: ۱- خانم صدیقه (بتول) امینیان که چند سالی پس از ازدواج ، مشارالیها و تنها دخترشان فوت نموده اند. ۲- خانم شاهزمان عطاری مصباح که در زلزله طبس به همراه دو پسرشان فوت نموده اند. نیز دو پسر دیگر ایشان در دوران طفولیت دار فانی را وداع گفته اند و دو پسر بزرگتر نیز در قید حیاتند. ۳- سیده زهرا بیگم قدمگاهی که پس از زلزله با ایشان ازدواج نموده و حاصل این ازدواج سه فرزند پسر می باشد.
آقا جمال الدین در ۱۶/۷/۷۶ در مشهد مقدس به رحمت ایزدی پیوستند و در قطعه ۳۶-ردیف ۵۲-شماره ۴۸ بهشت رضای مشهد مدفون می باشند.
*مرحوم آقای دکتر محمد امینیان مدرس ملقب به جلال الدین که خادم افتخاری آستان مقدس حضرت علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیه والثناء بودند.ایشان علاوه بر تحصیلات حوزوی تا پایان سطح (معادل کارشناسی ارشد) که در محضر پدرشان و سایر اساتید طی نمودند در علوم جدید نیز موفق به اخذ دکترای حقوق خصوصی از دانشگاه تهران گردیدند و بیش از چهل سال به کار قضاوت اشتغال داشتند. ایشان سالها مسئولیت یکی از شعب دیوان عالی کشور را عهده دار بودند و همزمان با کار قضایی، بالغ بر ۲۰ سال در دانشکده های حقوق دانشگاه فردوسی و آزاد مشهد به تدریس پرداختند. تألیفات متعددی از ایشان بجا مانده که تا کنون دو کتاب ” مفقودین و ایثارگران از دیدگاه حقوقی و قوانین حمایتی ” و “وقف از دیدگاه حقوق و قوانین” به چاپ رسیده است. همچنین دو کتاب در زمینه های “ارث” و “حقوق خانواده” آماده چاپ است. دو ترجمه از کتب حقوقی فرانسه نیز آماده چاپ می باشد. متأسفانه کار تحقیق و تکمیل ۹اثر حقوقی دیگر ناتمام مانده است. همسر ایشان خانم صدیقه مهدی زاده(طبسی نژاد)
بوده اند و چهار فرزند شامل یک دختر و سه پسر از آنان به یادگار مانده است. مرحوم آقای دکتر حاج محمد امینیان مدرس در ۲۹ تیر ماه سال ۱۳۸۸ همزمان با روز عید سعید مبعث ۱۴۳۰ هجری قمری برحمت ایزدی پیوستند و در جوار آستان مقدس رضوی در صحن آزادی حرم مطهر مدفون گردیدند.
*عصمت آغا همسر مرحوم آقا محمد رضا امینیان. مشارالیه سالها به عنوان رئیس اداره راه فردوس و سپس طبس بوده اند که در سال ۱۳۴۲ فوت نموده و در سمت جنوبی حرم مطهر امامزاده حسین بن موسی الکاظم (ع) مدفون می باشند. عصمت آغا نیز در زلزله سال ۱۳۵۷ برحمت ایزدی پیوسته و در جوار آن امامزاده لازم التعظیم دفن گردیده اند.آقا محمد رضا امینیان در عین حال پسر عموی آیت الله امینیان مدرس بودند. عصمت آغا دارای پنج فرزند دختر و یک پسر بوده اند که یکی از دخترانشان در جریان زلزله طبس به دار باقی شتافته اند.
*بتول آغا همسر حاج آقا سید مهدی رضوی مدیر کل اسبق تحقیق اوقاف کشور و ساکن تهران شد.
جناب آقای رضوی علاوه بر تحصیلات حوزوی معادل سطح که در محضر اساتید مختلف منجمله مرحوم آقای امینیان مدرس گذرانده اند ،دارای لیسانس معقول و منقول از دانشگاه تهران بوده، مدت ها در آموزش و پرورش تهران خدمت نموده و سپس به سازمان اوقاف کشور منتقل شده اند. فرزندان ایشان نیز شامل یک پسر و یک دختر می باشند.
مرحوم بتول آغا امینیان در ۲۱ ماه مبارک رمضان ۱۳۹۱ هجری شمسی به رحمت خدا رفته و در جوار بارگاه ملکوتی ثامن الحجج در صحن جمهوری بخاک سپرده شد.
.ایشان از ارادتمندان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بوده ونیز علاقه خاصی به طبس داشتند. سروده ای از ایشان مبیّن این امر است:
ز تهران برو شهر قم با صفا بخوان در حرم آیه انّما*
ز معصومه قم برو در طبس حسین بن موسی(ع)زیارت نما
زبعد زیارت ببین باغ را بهشت طبس را سیاحت نما
از آنجا به مشهد بشو رهسپار به معصوم عاشر ارادت نما
که باشند ایشان به اذن خدا شفیع خلایق به روز جزا
*انّما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا(احزاب/۳۳)
*ظاهراً مرحوم آقای مدرس فرزند دیگری به نام ابراهیم نیز داشته اند که ملقّب به کمال الدین بوده و در طفولیّت فوت نموده است.
……………………………………………………………………………………………………….
علما و مراجع همزمان با مرحوم مدرس:
مرحوم آقای مدرس نیز از شاگردان آقا شیخ محمدحسین مجتهد بوده اند.

پی نوشت
________________________________________
[۱]پدر بزرگ مادری آقای مدرس خواهری داشته اند به نام فخرالنساء خانم(عمه فاطمه بی بی) که همسر کربلایی محمد علی بیضی بوده اند. محتمل است که
آغا بی بی از این خانواده باشند.
[۲]درباره حاج محمد حسن تاجر طبسی (جدّ مرحوم آقای مدرس):
مرحوم آقا جمال الدین به نقل از پدرشان مرحوم آیت الله امینیان مدرس نقل
می فرمودند که مرحوم حاج محمد حسن در سفری که به عتبات عالیات ائمه مدفون در عراق علیهم السلام داشته اند، در نماز جماعت مرجع تقلیدآن عصر،
حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ مرتضی انصاری اعلی الله مقامه الشریف حاضر می شده اند. ایشان ملاحظه کرده بودند که آن عالم و فقیه بزرگوار عبای مندرس و نامناسبی بر دوش دارند. لذا نسبت به تهیه و تقدیم عبای مناسب و گرانقیمتی به آن مرجع عالیقدراقدام نموده بودند. فردای آن روز مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ مرتضی انصاری رحمه الله علیه با عبای نو تقدیمی در نماز جماعت حاضر شده بودند ولیروز بعد باز با همان عبای مندرس قبلی به نماز جماعت آمده بودند.مرحوم حاج محمد حسن، تفحص و پیگیری کرده بودند ،معلوم شده بود که طلبه نیازمندی جهت رفع مشکل مادی خود به آن مرجع بزرگوار تقلید مراجعه کرده و ایشان هم همان عبای گرانقیمت را جهت رفع تنگنای مادی به آن طلبه فقیر مرحمت فرموده اند. رحمه الله علیه
[۳]مرحوم آقا محمد حسین عطاری مصباح کارمند ثبت احوال طبس ،پسر خاله مرحوم آیت الله امینیان مدرس و پدر همسر آقا جمال الدین امینیان مدرس
بوده اند. ایشان در شهریور سال ۱۳۶۲ برحمت ایزدی پیوسته و در جوار امام زاده حضرت حسین بن موسی الکاظم (ع) دفن گردیده اند.

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی